مقاله عدالت اجتماعی

برای دانلود این فایل اینجا کلیک کنید

  مقاله عدالت اجتماعی دارای 33 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله عدالت اجتماعی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله عدالت اجتماعی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن مقاله عدالت اجتماعی :

هدف از عدالت اجتماعی:
هـــــــــدف مااز بـــــحث عداــــلت اجتـــــــماعـی بیـــان آیـات و روایاتــی است که قران کریـــم و
پیشوایان معصوم در آن ها به حفظ حقوق، و مســــــــاوی بودن تمام مردم در برابر قانون، ونفی تبعیض و استثمار و ظلم فرمان داده اند.

اســـلام مکتب عدل و اعتدال است، راه مستقیم است، وامت اسلامی امت میانه وسط اســـــــت، نظام آن عادلانه است ،توضیح آن که اگر شک دارد شمشـیر هم دارد اگر برنامه برای سلامتی بدن میدهد توجه به رشـــــد معنوی و روح ما هم دارد، اگر نـــــماز دارد زکوه هم دارد، اگر تولی و دوستی اولیاء خدا دارد تـــبری و دوری از دشمنان هم دارد، اگر از علم طرفداری میکند از عــــــمل هم پشتیبانی می نماید، اگر ایمــان را مطــــرح میکند عمل صالح را هم در کنار آن لازم می داند،

اگر فرمان به توکل به خدا میدهد دســتور فعالیت و تلاش هم میدهد ،اگر مالکیت را محترم میشمرد قانون منع ضرر و عدم سوء استفاده از مالــکــیت را هم مطرح میکند، اگر دستور عفو میدهد در اجراء حدود فرمان به قاطعیت و اینکه رحم در شما اثر نکند را نیز دارد

.
‍‌خـــدمت امام می گویند فلانی نمازهای با توجهی می خواند میپرسد ‌‌«کیف عقله» طــرز تفکر او چگونه اســت؟ یعنی اگر در عبادت فردی کمالی دارد باید در نحوه تعقل و تفــــکر او هم دقت نمود.
رابطه عدالت اجتماعی با جهان بینی الهی:
یــــک سری شعارهای دهن پرکــن در جامعه است که تا از ریشه ای اصیل مایه نگیرد از مرز شعـــــــار خــــارج نمیشود کلمه عدالت اجتماعی نیز از همان شعارهایی است که تمام رژیم ها از آن دم می زنند و خــود را طرفدار آن می دانند ولی عملاً در هیچ رژیمی شما اثر چشمگیری از آن مشاهده نمیکنــد و این به خــاطر آن است که این شعــار به ریشــه ای متصل نیست.

در اســـــــلام مســـــاوات و بــــرابــــری از ریشـــه هــای عمــیقــی سرچــشمـــه میگـــــیرد از قبیــل اینــکه:
1ـ تمام عالم هستی زیر نظر خدای حکیم است و هرج و مرج نیست تا من هم که جزئـــــــــــی از ایــن عالم هستم به دلخواه خود هر کاری را انجام دهم و فقط خودم مطرح باشم.
2ـ تــمام رفتار و کردار حتی افکارها زیر نظر است و خدای ما در کمــــــین است و همه باید در دادگاه عدل او محاکمه شویم.
3ـ همه ما از خــــاک هستیم و عاقبت همه به سوی خاک بر میگردیم و میان ذرات خاک فرقی نیست تا میان من و دیگری فرقی باشد.
صفحه4،5،6کتاب عدالت اجتماعی
4ـ تمام مردم بندگان خداهستندودوستی آن ها مورد رضای خداست و بهترین مردم خیرخواه تری است.
5ـ تمام (1)
5ـ تمام هستی از مرزو قانون به حقی که آفریدگار برای آن ها مقرر داشته اســــــــت تجاوز نمی کند.
6ـ پدر و مادر همه ما یکی است.

ایــــن تفسیر و تلقی از جهان و انسان که همان جهان بینی الهـــی است مساعدترین زمینه برای پذیرش عدالت است و محیط ورفیق و هوسهاست که این زمینه را از بین میبرد.

عدالت خواهی فطری است :
قرآن می فرماید که ما آشنایی با خوبیها و بدیهــــا را بطور فطری در انسان قرار داده ایـــــــــم.« فالِهمها فجورها و تقویها»‹1›.کودکی را در نظر بگیرید که سیبی به شما می سپارد و می رود آبی می خورد و بر می گردد و همین که می بیند شما کمی از سیب را خورده اید ناراحت می شود با نگاه مخصــوص می خواهد چنین بگوید که من شما را امین می دانستم و سیب اماـــــنت بود و چرا به امانت خیـــــــــــانت کــردید! این معنا در ذهن کودک هست خواه به زبان آورد یا نیاورد.

ملاحظه مـــــی فرمایید که بدی خیانت مسئله ای است که نیاز به معلم و مربی ندارد انسان از احســاس و فطرتی که دارد آنرا بد می داند.عدالت هم از چیزهایی که انسان فطرتاً آن را دوست دارد و دلیــــــل آن ایــن اسـت که حتی ستمگران برای ظلم خود دست به توجیه می زنند و سعی میکنند کار خود را عادلانه جـــــــلوه دهند.گاهی چند نفر با شرکت یکدیگر امکاناتی فراهم می کنند و دست به یــــک دزدی می زنند،ولی بعد از آنکه اموال سرقت شده را به مکان دیگری انتقال می دهند و زمان تقسیم می رسد بهــــم مـــــــی گویند بیائید اموال را عادلانه تقسیم کنیم این سخن گاهی ناخودآگاه گفته می شود و اگر هم به زبان نیاورند قلبأ تقسیم عادلانه را دوست دارند.اگر یکی از شرکاء بخواهد ســـــــــهم زیادتری بــردارد ناراحت می شوند.

همیــشه چنـین بوده که اگر کسی برای تحقق بخشیدن به عدالت اجتماعی و یا برای دفاع از جان و مال و مکـــــــتب و کــشور خود کشته شود ویا جلو ستمگران ایستادگی کند،مورد تحسین جهانیان است.واین نیـــست مگر بخاطر اینکه حمایت از عدل و مبارزه با ظلم خواسته عقلی و طبیعی و فطری هر انسانی است قانون عادلانه تنها در سایه مکتب انبیاء است.
شــاید کمتر جامعه ای باشد که از حق وقانون و عدالت سخن نگوید،و کـــــمتر دستگاه اداره کننده ای است که خود را حامی حقوق و مصالح جامعه نداند ما به بررسی می نشینیم و سئوالاتی را طــــــــرح می کنیم،از جمله:
1ـ کدام قانون می تواند صد در صد عادلانه و از استبداد فردی یا گروهی بر کنار باشد؟

1سوره شمس
کتاب عدالت اجتماعی 7،8،9 صفحه
(2)
2ـ کدام قانون گذار است که هوی وهوس های شخصی او در قانونش اثر نگذاشته باشد؟
3ـ طبق کدام معیار قوانین عادلانه ای مقرر می کنند؟

4ـ از کدام موضع اجتماعی سخن می گویند وحافظ مصالح کدام طبقه و گروه هستند؟
5ـ بر فرض که قانون گذاران از وابستگی های حزبی،قبیله ای،منطقه ای،نژادی وغیره رها باشند از کجا به تـمام ابعاد انسان ها توجه نموده و بازتاب این قوانین دیر یا زود بر ضرر مردم نباشد ما به خاطر همین ســـــئوالات عقیده داریم که عدالت اجتماعی وابسته به قانون عادلانه است و آن جز از راه آفریدگار و مکتب انبیاء امکان ندارد.

عدالت شرط اساسی:
در اســــلام تمام پست های حساس به عهده افراد عادل است،کسانیکه سوء سابقه ای پیش مردم نداشته باشـند و به صلاحیت و پاکی معروف باشند،در دادگستری از قاضی گرفته تا شاهد و منشی همه باید در هر مرحله ای که هستند عادلانه بگویند و بنویسند در نماز جمعه و جماعت باید امام عادل باشد از مرجع تقـــــلید و رهبر انقلاب و مسئول بیت والمال گرفته تا مسئله طلاق و جدایی از همسر در همه این موارد پای عـــــــدالت در کار است،در خبرگزاری تنها به خبر افراد عادل اطمینان می شود.کوتاه سخن آنکه اســـــــــــلام اهمیت خاصی به عدالت داده و آن را در تار و پود جامعه و در مسائل حقوقی واجتماعی و خانوادگی و اقتصادی شرط اساسی دانسته است.

اهمیت عدا لت در روا یات :

«قال رسول الله صلی علیه و آلــه: «عَدلَ ساعه مِن عِباده سبعین قیام لَیلَها و صِیامَ نهارها » (1) پیامبر گرامی اسلام فرمود : یک ساعت عدالت از هفتاد سال عبادتی که روزهای آن روزه و شبهای آن احیاء داشته باشید بهتر است.

خــــد مـــا ت اجــتماعی:

خدمات اجتماعی چنانچه میدانیم از ترکیب دو کلمه«خدمات»و«اجتماعی» تشکیل است.در لـــــغت نامه هــــــــــا معـــــــانی “ Social Services”شــــــــده و مترادف انگلیســـــــــــی آن
مختلفی برای«خدمت»بیان شده است از آن جـــــــمله:کار کردن برای کسی،بندگی کردن،هدیه،تعظیم و نخستین معنی آن«انجام کاری برای کسی» علیرغم اینکه به

1جامع السعادات جلد 2 صفحه 223
کتاب عدالت اجتماعی صـــفحه 10،11
(3)
پسوند«اجتماع» وضوح«خدمت» در رابطه با حداقل دو انسان معنی پیدا می کند و مفهوم جــــدی و عمیق تری به آن می بخشد یعنی خدمتی که در ظرف اجـتماع تجلّی پیدا میکند و در مناسبات انسانی تحقق می یابد.
.
مفهوم خدما ت اجتماعی در متون اسلامی :

قریـب هزار و چهار صد سال قبل،آیین مقدس اسلام،درسی را به مسلمین آموخته است که نمونه های آن بهـــترین سرمشق خدمات اجتماعی واقعی و بدور از هر گونه ریا و منت و آزار و تنها با قصد و نیت الهی برای بشر معتقد و آگاه امروزی است وتجلی آن را در وجود گرانقدرمولای متقیان علی بن ابی طالب(ع)

می توان ســــــــــراغ گرفـــــــت که در تمام دوران خصوصی و اجتماعی و سیاسی خود بهترین یاور و مددکامحرومان و نیازمندان و بی سرپرستان و بی پناهان بوده اند و در حکــــومت پر از عدالت اجتماعی پنج ساله خویش علمی ترین الگو ها را در جهت چگونـــــگی ارائه خدمات اجتماعی به مستضعفین ارائه فرموده اند .
قرآن مجید،در اغلب موارد به خدــــــمات اجتماعی،به قدری دقیق، برنامه همه جانبه را ارائه می دهد که امروزه می توان بهترین الهام بخش کارگزاران مؤســــــــــــــسات رفاهی اجتماعی جامعه اسلامی باشد.
به چند روایت مـــــــــــــی توان برای اهمیت موضوع اشــــــــــــــــــــاره نمود از جمله یکی از آن ها پیـــــامبر اکـــرم(ص):«برترین اعمال از نظر خداوند،خنک ساختن دلهای سوخته تشنه گان و سیر کردن شکم های گرسنه است قسم بر آنکه هستی محمــــد(ص) در اخــــتیار اوست ایمان به من نیاورده آن که سیر بخوابد و برادر مسلمان یا همسایه او گرسنه باشد.»

در مفهوم خدمات اجتماعی از دیدگاه اسلام، به جنبه های روانی نیـــــز توجه فراوانی شده است و رسول گرامی خدا مسرور ساختن مسلمان را محبوبترین عمل نزد خداوند معرفی می کند.حاصل این ســـخن که مفهوم «خدمات اجتــــماعی در اسلام» مفهوم روشن و همه جانبه ای است که در رابطه با گروه های ویژه اجتماعی نظیر ایـــــــــتام،سالمندان،ارحـــام،مستمندان،مساکین،مظلومان و; اهمیت خاص پیدا می کند.

کتاب مقدمه ای بر خدمات اجتماعی در اسلام صفحه1،10،11،12،17
(4)
اهـــــــداف خـــدمات اجـــــتماعی :

یــــکی از اهداف خدمات اجتماعی کنترل نفس به عنوان راه رسیدن به هدف،راه رسیدن به هدف چیزی جــــز شناخت و کنترل نفس نیست ودر کوره راه زندگــی دررسیدن به اهداف عالی خلقت کسی موفق است که در این امــــر توفیق یابد.تزکیه نفــــس بدان جهت ضروریست که بر

منشاء،مسیر و غایت هدف هر انسان تأثــــیر مستقـــــــــــیم دارد و بر همین اساس است که شناخت و کنترل نفس در ایدوئولوژی اسلامی،اهمیت فراوانـــی پیدا کرده و مراتب و مراحلی را برای آن مطرح می سازند که نهایت آن «نفس مرضیه» است که هم صاحب نفس و هم خــــــــداوند متعال ازآن ونمودهای عینییش راضی وخشنودند.

در هر حال چیزی که قرآن مطرح می کند نهـاد و درون انسان هاست که هر کس آن را شناخت و کنترل کرد خدا را شناخــــــته است .هنگامی که صحبت از اهداف اجتماعی می شود شناخت و کنترل نفس به عنوان راه رسیدن به هدف مقدم بر نفس قرار می گیرد.کسی که نفس خود را شناخــــــت پی به حقیقت زندگی و خلقت خود خواهد برد و کسی که به حقایق خلقت و آفرینش خویشتن آگـــــــاه شد، اهداف زندگی خود را با اهداف خلقت مطابقت داده و راه تکامل را طی خواهد کرد.

هدف غائی و اهدام میانی(وا سطه ای) در خدمات اجتماع :

هدفی که در خدمات اجتماعی مطرح می شود چیزی جز رستگاری انسان نیست و کلیه اعمال و اقداماتی که در قالب خدمات اجـــــــــــتماعی انجام می گیرد باید در نهایت،زمینه های رستگاری انسان را فراهم بسازد.پس میتوان گفت در خدمات اجتماعی دو نوع هدف مطرح است:
هدف غائی(نهایی) و اهداف میانی(واسطه ای- وسیله ای).
هدف غاـئی همان فلاح و تعالی انسان و اهداف میانی (واسطه ای)،تأمین نیازها و امکانات مادی و معنوی برای رسیدن به هدف نهایی است . یعنی هدف نهایی در خدــمات اجتماعی تعالی و تکامل انسان است و اهداف واسطه ای یا وسیله ای ،اشکال گوناگون خدمات اجتماعی است که می تواند زمــــینه های تعالی خادمین،مخدومین رامهیاسازد .

صـــفحه 38،37،36،35، کتاب مقدمه ای بر خدمات اجتماعی در اسلام
(5)

شرایط و اصول خدمــــات اجــــتماعی :

منظور از شرایط و اصول خدمات اجتماعی،عـــبارت از در نظر گرفتن ضوابط و معیارهایی است که ما را در جهت رسیدن به اهداف نهایی یاری می رساند و برعکس بی توجـــــهی به آن باعث از بین رفتن آثار حقیقی خدمت می شود.اصول و شرایط خدمات اجتماعی شامل موارد زیر می شود:
1) ایــــمان:اولین اصل وشرطی که در خدمات اجتماعی مطرح است،توأم بودن ایـــن اعمال با ایمان است.
2)اخـــلاص: اخلاص که شامل اخلاص در نیّت ــ بی ریا بودن در خدمت ــو;.
3) وفـــای به عهد،4) صبـــر و گشاده روئی ،5) صـــداقت ‌،6) رعایت تقــدم و تأخر

آثــــار و نتـــایج خدمات اجتماعی :

الف)آثـــار و نتایج فــــــردی: موجب پاداش حقیقی و اجــــر اُخـــــروی می شود هدف غائـــــــــــــــی در خدمات اجتماعی فلاح و رستگاری یعنی مشمول رحمت الهی قرار گرفتن،تقریب به خدا،دوستی حق تعالی بیان کردیم بنابرین والاترین و عالیــــــترین نتیجه و حاصل خدمات اجتماعی نائل شدن به فیوضات الهی است ـ موجب تزکــــــــــیه نفس و آمرزش گناهان می شودـ موجب قوت قلب و اطمینان از آینده می شودـ موجب بداء می شود ـ موجــــــــــــب افزایش رزق و وسعت روزی می شود.

ب)آثـــــــار اجــــتماعـــی: 1) موجـــــــب ترویج روح اخوت،تفاهم ووحـــــدت درمیان امت اسلام میشود. 2)موجب تامین عدالت اجتماعی وقسط درجامعه میشود.انفاق- احسان- نیکی-نیکوکاری- امداد- تعاون- گـــره گشایی وتوجه به مشکلات اعضاء جامعه درجهت تأمین عدالت اجتماعی تأثیربسزایی دارد.
یک فرما ن قاطع وکامل درآیه 90 سوره نحل تأمین عدالت اجتماعی وقسط وـــــــبرادری را فرا هم می سازد.

عـــدل یعنی مساوات،حدمتوســــــــط،داد،اندازه وحــــــداعتدال; مصدرآن(عداـــت) است که معانی
دادگربودن،دادکردن،انصاف داشــــــتن است وهمچنیین به موارد زیرمعنی شده است که مراد ما را بیشتر میرساند.
ــ عدالت یعنی اقا مه ی قسط و مساوات در حد ســزاواری هرکس ــ عدالت یعنی هر کـــس را به حکم عقل،شرع و عرف در جائی که مستحق آن است قرار بدهیم .
1مکارم شیرازی ــتفسیر نمونه ــ جلد 11 ــصــفحه 366
کتاب مقدمه ای بر عدالت اجتماعی صـــفحه80،79، 43،44،66
(6)
ــ عدالت یعنی میانه روی ،اجتناب ازدوسوی افراط وتفریط درهر امری.
و بلاخره به قول عـلامه طباطبایی رحمت الله علیه، عدالت اجتماعی یعنی این که با هر یک از افراد جامعه طوری رفتار شود که مستحق آن است و در جایی قرار گیرد که سزاوار آن است.

تکـــــامل اجتمـــــــاعی :

تکامل یعنی کفالت کردن،عهده دار شدن امری،به عهده گرفتن چیزی در عوض کسی و تکامل در باب «تفـــاعل» یک امر متقابل و دو طرفه است یعنی مسئولیت ها و تکالیفی که اعضاء جامعه نـــــسبت به هم دارند، به طور کلی تکامل اجتماعی را می توان در موارد زیر متجلی دید:
تأمین نیازمندان،چاره برای بیچاره گان، اشتغال بی کاری توانمند،سرپرستی یتیمان و بی سرپرســـتان،التیام جراحــــــــــت دل مظلومان و;. رساترین معنی برای اصطلاح تکامل اجتماعی کلام رسول الله است که فرمود:«مؤمن برای مؤمن همچون ساختمانی است که پاره ای از آن پاره دیگر را استوار می دارد.» (1)

با انــــجام این مهم است که جامعه از انسجام و وحدت عینی برخوردار شده و در مقابل شدائد و مصائب استوار خواهد ماند و در صورت عدم توجه به این امر،ساختمان اجتــــــماع بر سر اعضاء آن فرو خواهند ریخت. برای تنظیم بحث مفصل و ارزشمند تکـــــــــــامل اجتماغی و ارائه منسجم آن ناگزیر هستیم که مجموعه مطالب در چهار بخش نسبتأ مستقل مورد بحث قرار دهیم.

بخش اول ــ تکامل اجتماعی به صورت فردی

مراد از تکـــامل اجتماعی در بعد فردی این است که هر یک از اعضاء جامعه اسلامی،در قبال نیازمندان و محرومین جامعه چه وظیفه و مسئولیتی را عهده دارند و با توجه به برنامه ها و رهنمود های احکام اسلامی ،اگر در مــسیر زندگی خود با محرومان و دردمندان مواجه شدند و در جهت رفع نیاز آن ها چه نقشی را باید ایــــــفا بکنند و بیشتر نیازمندان مورد توجه قرار می گیرند.بنابرین با توجه به اهمیت موضوع به چهار گروه از نیازمـــــــــــــــــندان جامعه، که کفالت و امدادهای فردی را طلب می کنند اشاره خواهد شد.

1)ایـتام: یتیم کیست؟ یتیم در عرف جامعه به طفل صغیری اطلاق می شود که یکی از والدین خود را از دســـــــت داده باشد از نظر شرع مقدس اسلام به کودک یا نوجوانی گفته می شود که پدر خود را از دســـــــــــــت داده باشد و از دیدگـــــــــــــاه حقوقــــــــــــــــــــی و

1محمد ابوزهره ــ همکاری اجتماعی ــ ترجمه محمد مهدی جعفری ــ انتشارات اسلامی ــ تهران 1385 ــ صفحه 27
صفحه 86،87 کتاب مقدمه ای بر خدمات اجتماعی در اسلام

(7)

قانونـی به فردی که فاقد«ولی»،«تیم»و«سرپرست» باشد گفته می شود. یتیم از نظر اجتماعی که مترادف آن معمولأ اصطلاح«بی سرپرستی» است به این مفهوم به کار می رود که فردی در سنینی پایین تر از 18 سال که به علل مختلف از سرپرستی مؤثر محروم باشد در چنین مواردی ممکن است پدر و مادر در قید حیات باشند ولی هیچ کدام از آن ها به دلیل

جسمانی،روانی،عاطفی یا اخلاقی صلاحیت و قدرت حضانت از او را نداشــــــته باشند اسلام با عنایت کامل به تأثیر خانواده در تربیت فرزندان معصوم بی سرپرست،بهترین محل و مکان نگهداری از ایتام را کانون خانواده معرفی می فرماید و دولت اسلامی نیز در تبعیت از اسلام می بایست حداکثر تلاش خود را در جهت سپردن امور ایتام به خانواده های ذیصلاح به عمل آورد.لازم به تذکر است که در جهت سرپرستی ایتام در دنیای امروز ،چهار روش متداول است:

1)نگهداری ایتام در پرورشگاهها و مجتمع های مسکونی.
2)نگهداری ایتام در خانواده های داوطلب یعنی کودک از طرف مقامات مسئول به خــــــــــانواده های
ذیصلاح سپرده می شود تا مدت زمان محدودی مورد حمایت قرار می گیرد.
3)شبه خانواده که در این سیستم زن و شوهر واجد شرایط به عنوان والدین مصنوعی تعداد محـــــدودی از ایتام را به سرپرستی گرفته بابت آن حقوق از دوست میگیرند.

4)فرزند خاندگی یکی دیگر از موارد نگهداری ایتام می باشد یعنی یک فرزند واقعی از ســوی خانواده پذیرفته می شود و از بعد حقوقی نیـــز مانند فرزند واقعی با او معامله می شود. برای حل مشـــــــــــــکل محرومیت از مشورت روحانیون بهره گرفته می شود.

2)مستمندان(فقـــرا و مساکـــین):

فقر و مـسکنت از مسائلی بوده که از صدر اسلام مورد تئجه بوده و در جهت رفع این مشکل اجتماعی که می تواند منشاء بسیاری از انحرافات و مفاصد فردی و اجتماعی باشد سفارشات مؤکدی بعمل آمده است .بیـــشترین مسئولیت در امور مستمندان متوجه افراد معتقد و متعهد به اسلام است که به صورت داوطلبانه
و ایثار گـــــــــونه از حب مال بگذرند و در خدمت محرومین قرار گیرد از نظر وجوب نیز تأکید بر امت اسلامی است تا با پرداخت وجوهات

صفحه 91،94،95، کتاب مقدمه ای بر خدمات اجتماعی

(8)
شرعی نظیر زکوه و خمس و کفاره و;درجـــــهت رفع فقـــر و مسکنت همت کنند . باید توجه کرد که اگر حکومت اسلامی اداره کند حق دارد باقوه قهریه این وجوهـــــات را از افرادی که حاضر به پرداخت نیستند وصول کند.
زمانیکه مشکل فقر و تنگدستی با مشارکت و مساعدت مســــــــلمین حل نشد ،حکومت اسلامی موظف می شود تا در این زمینه تـــدبیر لازم را از طریق ارائه برنامه های تأمین اجتماعی اتخاذ نماید. اسلام فقر را موجب کفر می داند و با همان شدتی که با کفر مبارزه می کند با فقر نیز به

مـــــــــبارزه بر می خیزد اگر تنگدســـــــتی و فقر بر انسان فشار آورد و استمرار داشته باشد چه بسا پرده عفاف و حجب دریده شود و فقیر،سائل گردد و دست طمع پیش مردم دراز کـــــند. فقر می تواند انسان را به خیانت ،دروغ ،جدایی از حق و در نهایت به کفر بکشاند و فقر شدید موجب عدم تعادل روانی و باعث سرگردانی عقل می شــود. با روایتی زیبا از مولای متقیان این مطلب را به پایان میبریم میفرماید:«هیچ فقیـــــــــــری فقـــر و گرسنه نگشت مگر آنکه توانگری با آن توانگر و کامیاب شد.»(1)

3)مظلومان و ستمدیده گان:
عواملی نظیر حب زیاد مال،سود طلبی،خصومت و کینه توزی،جــــــــاه طلبی و خود بینی که از سستی و ضعف ایمان سرچشـــــمه می گیرد، از انگیزه های ظلم و ستم بر دیگران است در رابطه با اهمیت عدل و عدالت و رفع ظلم از دیگران همین بس که هدف از بعثت انبیاء الـــــــهی تحقق آن بوده و اساس تقوا،بر عدالت استوار است وعادل دوست و مقرب خداوند می باشد.
جـــزای ظالم و همدست او عذاب ابدی و دردناک بوده و دشمن خداوند متعال معرفــــی می شود.یاری مظلوم یعنی طرفداری از حق و عینییت بخشیدن بر عدالت،استمداد از ستم دیده نشانه ای از ایمان و اعتقاد به احکام الهی.در زمان مظلومیت تندی و پرخاش مجاز است یعنی کسی که مورد تعدی و تجــــاوز قرار گرفته به منظور دادخواهی و تظلّم،حق دارد فریاد بلند کند و استمداد طلبد.
4) بــــلا دیدگان و مصیبــــت زدگــــان :
سیل ،زلزله،جنگ،قحطی،خشکسالی،آتش سوزی،ورشکستگی،درراه ماندگــــی و این قبیل گرفتاری ها ممکن است از چهار جهت متوجه انسان ها بشود.یکی از جهت معصیت های خرد و کلانی که خود و یا دیگران مرتکب می شوند و عقوبت این قبیل انحرافات ،در زندگی دنیوی به صورت های قحـــــــــطی ـ خشکسالی و;تجلی می کند. دوم اینکه از جهت مسابقات تسلیحاتی و جاه طلبی و سلطه ئی دولـت های بزرگ،گرفتاریهای خانمان سوزنظیر جنگ،گرسنــــــگی دامنگیر ملت ها می شود.سوم از لحاظ زندگی مدرن و پیشرفته صنعتــــــــــــی که درموارد زیادی انسانها در قالــــــــب این قبیل تشکیلات،خود نقش

.غلامرضا بیات ـ اسلام در مبارزه بنیادین با فقر ـ بدرـ تهران ـ صفحه 69
صفحه 99،106،107 کتاب مقدمه ای بر خدمات اجتماعی

(9)
مـهره ای از ماشین غول پیکر را بازی می کنند. و در عصر حاضر مواردی از مصائب و گرفتاری ها از این جهت ناشی می شود مثل انواع معلولیت ها که خانواده ها را از لحاظ عاطفی،اجتـــــــماعی و اقتصادی با بحران رو به رومی سازد
و بالاخره جهت چهارم از نظر فردی است و در اثر عوام

ل مختلفی نظیر تنبلی،سهل انگاری،بی توجهی،; مشکلاتی را متوجه برخی انسان ها می کند.
خـــداوند متعال در آیاتی از قرآن مجید سفارش این قبیل انسان های دردمند را در هر یک از چهار مورد فـــوق اند که دچار مصیبت شده باشند به ما می فرماید که یار و مددکار آن ها بوده از احوال آن ها غافل نشویم.

بخش دوم ــ تکامل در گــــــروههای اجتماعی :

جامعه اسلامی و اصولأ هر جامعه ای،از اجتماعات کوچکتر تشکیل می شود که در مباحث جامعه شناسی ،از این قبیل اجتــــــماعات ،با عناوینی نظیر گروه های نخستین و ثانوی یاد می شود این گروه ها به دلیل سرنوشت اهداف و زمیــــنه های گوناگون مشترکی که دارند از انسجام بیشتری برخوردارند و زمینه های تعاون و همیاری در بیــن آنها زیادتر است . مکتب متعالی اسلام در بعد تکامل اجتماعی ،جامعه را که در قالب گروههای اجتـــــماعی اولین و ثانوی زندگی می کنند به انجام وظایف و تکالیف ارزشمند امداد و حمایت تــشویق و ترغیب و حتی در مواردی به پرداخت نفقه و ارائه برنامه های حمایتی جنبه وجوب می دهد. گروههای اجتماعی شامـــــل : الف ، حق والدین ـ ب ، صله رحم ـ ج ، حق همسایه

بخش سوم ــ تکامل اجتماعی در بعــــد عـــــامه (عمومی ـ جمعی) :

چگونگی حیات اجتماعی مستقیمأ به روحــیه تعاون ،همیاری و میزان همبستگی اعضاء آن بستگی دارد ، هر اندازه روحیه معاضــدت و همکاری ، ما بین افراد و گروههای جامعه بیشتر باشد وحدت و انسجام در آن عینـــــیت بیشتری می یابد همان گونه که کلام الهی بما می آموزد،در یک جامعه اسلامی ،اعضاء آن برادر دینی هـمدیگر هستند(گو اینکه در اصل از یک پدر و مادر به وجود آمده اند) و لذا باید همواره در این جا تفاهم و مودت بین همدیگر سعی نمایند که این امر نشانه بارزی از تقوای عملی است.

اگر در دستورات و احکام اسلامی تعمق کنیم متوجه خواهیم شد که اکثریت قریب به اتفــاق این احکام ، مبنای اجتماعی دارد یعنی بعضی از این دستورات ،نظیر جهاد،خمس،زکوه، امر به مـــــــعروف،تولی و تبری،فقط در ظرف اجتماع معنی پیدا می کند.علاوه بر این فردی ترین و خصـــوصی ترین عبادات،نظیر نمازهای فردی و روزه نیز به گونه ای نمود اجتماعی پیدا می کند.

صفحه 114،117،137کتاب مقدمه ای بر خدمات اجتماعی
(10)

بخش چهـــارم ــ تکامل اجتماعی و مسئولیت دولت اسلامی :

در زمینه تکامل اجتماعی ، وظیفه اساســـــی و سنگینی متوجه حکومت اسلامی است و تدبیر در نحوه ی اداره جامعه و سرپرســـتی امت اسلامی ،یکی از عمده ترین برنامه های نظام اسلامی بوده است. در مواقع عادی وظیفه عـــــمده دولت در مورد خدمات اجتماعی،هماهنگی،نظارت و کنترل بر اموری است که از طرف اعضـــــــــاء جامعه به اجرا در می آید ولی در مقاطع و زمان های خاص،دخالت و سرمایه گذاری مستقیم دولت اجتناب ناپذیر می شود.

مؤسسات خــدمات اجتماعـــی و اقسام آن :

به طور کلی مؤسسات خدمات اجتماعی را می توان در چند گروه زیر تقسیم بندی کرد:
1) سازمان های دولتی خدمات اجتماعی:که در قالــــب تشکیلات رسمی دولت در زمینه تکامل اجتماعی ایفای وظیفه می کنند.در این گروه می توان از مؤسسـاتی نظیر سازمان بهزیستی کشور(وابسته به وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی ) ، سازمان بازنشــــــــــستگی(وابسته به سازمان امور اداری و استخدامی کشـــــور) ،سازمان اوقاف و امور خیریه(وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)نام برد.این سازمان ها علی رغم وابستگی شان به یک وزارتـــخانه،از نظر تشکیلاتی و حقوقی،دارای استقلال هستند.

2) سازمان های مستقل خدمات اجتماعی: در این زمینه می توان از سازمان های تامـــین اجتماعی نام برد که به عنوان یک تشکیلات مستقل، مسئولیت های مربوط به بیمـــه های اجتماعی را به اجرا در می آورد.و همچنـــین جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران را نیز می توان در این ردیف قرار داد 3)سازمان ها عــام المنفعه خدمات اجتماعی
می توان از دارلایتام ها،مراکز خیریه،صندوق های قرض الحسنه و نظایر آن نام برد که معمولأ توسط افراد و گروههای خیر خواه و انسان دوست به وجود می آید.
4) نهادهای انقلاب اسلامی

که عمومأ بعد از انقلاب بوجود آمده اند بحث راجع به سایر سازمان های اجتماعی را به موضوعاتی نظیر رفاه و تامین اجتماعی واگذار می کنیم.

صفحه 177،180، کتاب مقدمه ای بر خدمات اجتماعی

(11)

طبیـــعت عدا لت اجتماعی در اسلام :

ما قبل از طرز فــــــــــکر کلی اسلام،درباره ی «هستی و زندگی و انسان» هرگز نمیتوانیم حقیقت عدالت اجتماعی در اسلام را بفهـــــمیم،زیرا عدالت اجتماعی چیزی جز یکی از فروع این اصل بزرگ، که تمام تعالیم اسلام بدان بر مـــیگردد،نیست. اســــــلام که اداره ی تمام جوانب زندگی انسانیت را بعهده گرفته است،بهیچوجه مشکلات گوناگون زندگــــــی را بی دقت حل نمیکند،و آنها را مسائل متفزق و مختلف نمیداند، زیرا اسلام یک طرز فکر کلی جمع الاطرافــــــــی درباره هستی و زندگی و انسان دارد که همه فروعات و تفصیلات بدان بر میگردد و همه نظریات و قوانیـن و حدود و عبادات و معاملات خود را بدان پیوسته میدارد که تمامی آنان از این طرز فکر کلی و جامع الاطراف سرچشمه می گیرد و برای مســــائل جدید،بنظر بدوی زود گذر نمی نگرد و یک مشـــکلی را بدون در نظر گرفتن مشکلات دیگر، اصلاح و حل نمیکند.

شناسائی این طرز فکر کلی اسلام برای شخص محقق؛ درک اصــــول و قواعد آنرا آسان میسازد و بر اثر آن بخوبی میتواند موارد جزئـــــــی را به قوانین کلی برگرداند و با لذت و نشاطی تتبع عمیقی از حدود و روشهای آن بعمل آورد و بیــیند که چگونه آن قوانین،کامل و بهم آمیخته بود و مجموعه تجزیه ناپذیری است،و هر عمل ثمر بخشی که برای زندگی انجام میدهید،همه با تکامل اجزاء و اصول آنست و یگانه راه بررسی شخص تحقیق کننده درباره اسـلام اینستکه اول طرز فکر کلی

اسلام را درباره ی هستی و زندگی و انسان بدست آورد،سپس از نظریه ی اســــــــــــلام درباره ی حکومت یا ثروت یا روابط بین المللی و افراد،کاوش نمایند چه اینها فروعی است که از آن فکر کلی سرچشمه گرفته و بدون آن درست و عمیق مفهوم نمیگردد.

فلســــــــــــــفه ی واقعی و حقیقی اسلام را نباید نزد ابن سینا و ابن رشد و فارابی و امثالشان؛از کسانیکه اسم«فلاسفه ی اسلام»بر آنها اطلاق می شود،طلـــب نمود،فلسفه ی اینان همه سایه هائی از فلسفه ی یونان است که بحسب حقیقت با روح اسلام بیگانه است فکر اصیل و کلی اسلام را درباره اصول نظری آن باید از قرآن و حدیث و سیره و روشهای عملی پیغمبر (ص) جستجو نمود و اینها خود برای هر کسی که اهل بحث و دقت بوده و در صدد فهم فکر کلی اسلام که مصدر تعالیم و قوانین و معاملات آنست باشد،کافی است.
اســــــــــــــــــلام رابطه ی بین خالق و مخلوق،و هستی و حیات وانسان،و پیوند بین انسان و روح وی،و فردواجتماع؛وفردودولت،و بین همه ی ملل جهان،و بین نسلی با نسلهای دیگر و غیره را در بر دارد و همه ی اینها را به یک فکر کلی و جامع که حدودش در فروع و تفصیلات ملاحظه می شود،مربــوط نموده و همین فلسفه ی اسلام است و من میخواهم آن را «طرز فکر اسلام»بنامم
.
صفحه 69،70 کتاب عدالت اجتماعی در اسلام

(12)
فلسفه ی اسلام :

انسانیت روزگاران درازی گذرانید در حالَََََـیکه راهی به یک فکر کامل درباره ی خالق و مخلوق و هستی و زندگی و انسان نداشـــــــــــــــــت زیرا هنوز آماده فهم چنین فکری نگشته بود;تا اسلام ظهور کرد.
اما ارتباط بین خالق و مخــــلوق(هستی و زندگی و انسان) بتمام معنی در باطن اراده ی مستقیمی می باشد که تمام موجـــــــودات از آن پــــــــــــــــــیدا می شود:«انما امره اذا اراد شیئأ ان یقول له:کن فیکون(1)(فرمان خدا در وقتیکه چیزی اراده کند این اسـت که بدو بگویید:باش پس می باشد).پس بین خالق و مخلوق هیچ قوه یا ماده ای واسطه نیست ،تمام موجــودات از روی

اراده ی مطلقه او بدون واسطه پیدا میشوند و با اراده مطلقه او محفوظ میباشند و با نظـــــــــم خاصی سیر می کنند:«یدبر الامر یفصل الایات»(2)(امور را تدبیــــــــر می نماید و آیه ها را تفصیل میدهد).«و یمسک السماء ان تقع علی الارض الاباذنه»(3)(و آســــــــــــمان را از افتادن بر روی زمین نگه میدارد مگر آنکه خودادن دهد).
راه تــــــوحید :

اسلام دیــــــــن یگانگی و وحدت بین تمام نیروهای جهان است،پس مسلمأ آن،دین توحید است،توحید خدا،و توحید همه ادیان در برابر دین خدا،و توحـــــــید پیمبران در بشارت دادن به این دین یگانه از بدو پیدایش حیات(4)«ان هذه امتکم امه واحدهو انار بکم فاعبدون»(5)(مسـلمأ این امت شما است یک امت،و من خدای شما هستم پس مرا عبادت کنید) 
اسلام دین وحدت بین عبادت و معامله و عقیده و روش،و روحــــــیات و مادیات،وارزشهای اقتصادی و معنوی،ودنیاوآخرت،و زمین وآسمان میباشد واز همان وحدت بزرگ که قوانین و فرائض ومبانی وحدود و نظریات او در باره ی ســـــــــــیاست حکومت ومال و درباره ی پخش سود و زیان،و در باب حقوق و واجبات؛صادر میــــــــــگردد و سائر جزئیات و تفاصـــــــــــیل هم در همان اصل بزرگ مندرج است.

وقتی ما این طرز فکر کلی را درواقع نظریه های اسلام درباره ی جـ«هان و زندگی و انســــــــان فهمیدیم مبانی اساسی آنرا درباره عدالت اجتـــــــماعی در اسلام،درک خواهیم نمود.
بنابراین عدالـــت اجتماعی قبل از هر چیز یک عدالت انسانی عامی است نه یک عدالت اقتصادی محدود پس در این صـــــــورت است که شامل تمام مظاهر زندگــی وهمه جوانب فعالیت در آن میشود چنانچه ادراکات و روش و وجدانیات و حواس درونی را نیز در بر گرفته است .

1سوره یس آیه 82 2 رعد آیه2 3 حج آیه65 4 به کتاب «التصویر الفنی فی القرآن» بقلم مؤلف،فصل«القسد فی القرآن»مراجعه شود. 5سوره انبیاء 92
صفحه 71،81،82 کتاب عدالت اجتماعی در اسلام
(13)
ارزشـــــــــهائی که مشمول این عدالت است ارزشهای اقتصادی فقط و یا بطور کلی ارزشهای مادی تنها نیست بلکه ترکیبی از ارزشــــهای معنوی و روحی و مادی است.
و همانگاه که مسیحیت دستخورده انسان را فقط از دریچه ی هــــــــدف های روحی آن می نگرد و می خواهد هواهای جسمی او را بخاطر هدفهای روحی منکوب نماید و همان گاه که کمونیستها از دریچه ی حوائــــــــــج مادی محض؛به انسان می نگرند و به انسانیت بلکه به تمام عالم از نظر مادی فقط ،نگاه می کنند،اسلام انسان را وحدتی می بیند که هدفــــــهای روحیش از هواهای جسمی

آن جدا نیست و حوائج معنویش از حوائج مادی آن جدا نمی باشد و به جهان و حــــــیات هم با همین نظر که هیچ گونه تعدد و تفرقه ای ندارد،می نگرد. و همین مطلب،مبداء جدائی میان کمونیسم و مسیحیت و اسلام است.

سپس ،این مطلب نیز دانسته شود که زندگی در نظر اسلام ؛ مهربانــــی و مودت و تعاون و تکافل است و اصول و روشهای آن بیان و روشن شده و آنرا بین مسلمانان بطور خصوص؛ و بین همه ی افراد بشر بطور عموم،محقق نموده است ،زندگی در نظر مسیحیت بر پایه ی قانون روشن و کاملی استوار نیست،مقارن با همین دو نظریه،نظزیه کمونیسم درباره زندگی، تنازع و جنگی است بین طبقات که به پیروزی یک طبقه دیگر منتهی می شود ،و در نتیجه رؤیای بزرگ کمونیسم تحقق می یابد.
و از همین جا معلوم می شود که:مسیحیت خواب و رؤیائیست در عالم نقش و خیال محـــــض که از افق آسمان؟خود را برای بشریت بطور اشاره نشان می دهد.و اسلام همان صبر جاویدان انسانیت است که در حقیقتی مجسم گشته و در زمین زندگی می کند،و کمونیسم هم کینه ی بشریت که گاهی،در میان یکی از نسلهای بشر پیدا می شود!
راه تحـــقق عدالت اجــــــتماعی :
اسلام در تحقق دادن عدالت اجتماعی با دو اصل بزرگ:
1ــ وحــــدت همه جانبه متناسب و متعادل 2ــ تکامل عمومی بین افراد و اجتماعات،پیش می رود البته عناصر اساسی فطرت انسانی را نیز در نظر داشته و طاقت و نیروی بشری را از نظر دور ننمــــــــوده است.

قرآن کریم درباره ی انسان می فرماید:«و انه لحب الخیر لشدید»(1)(حتمـــی است که او در دوستی مال سخـــــــت است)دوستی مال برای خود و وابستگان خود،درباره ی بخل فطری و طبیعی انسان مـــی فرماید:«واحضرت الانفس الشح»(2)(بخل به حـــــــضور نفسهای مردم خوانده شده).پس بخل برای همیشه در نفوس حاضر است! و در قرآن برای این فطرت بشری یک نقش مـــطابق با اصول فنی و اعجاز آوری وارد شده:( بگو اگر شما مالـــــــک خزینه های رحمت خدای من بودید از ترس مخارج امساک میگردید و انسان بخیل اسـت)

1عادیات آیه 8 ،2نســـاء 128
صفحه 83،84 کتاب عدالت اجتماعی در اسلام

(14)
(1)این گفته ی قرآن هنگامی است که بیان می کند که رحـــمت خداوند وسعت داشته به هر چیزی می رسد پس با این وســــعت رحمت و آن امساک منتهای بخل را در فطرت بشرــ اگر بدون تهذیب بماندــ روشن می نماید.

برای دانلود این فایل اینجا کلیک کنید